بعضی وقت ها برای بیشتر ماندن باید رفت. (وینستون چرچیل)
به نظرم روز خوبی برای پایان بخشیدن به کمتر از یک سال وبلاگ نویسی سیاسی و تحلیلگرایانه است: بعد از ظهر 18 فروردین ماه و در حالی که هوا بین باریدن و نباریدن مردد است و من از چند روز پیش فرم جدیدی برای وبلاگم تعریف کرده بودم.
در این مدت وبلاگ نویسی مهمترین مشخصه وبلاگم را این می دانم که برای خودم می نویسم. از سویی آنچه که اکنون دلیل تعطیلی موقت وبلاگ را فراهم می آورد دلیلی کاملا شخصی است.
گاهی اوقات یک عمل با مقصود خاصی انجام نمی شود اما ناخواسته آن کار می تواند نمادی باشد: مثل همین خداحافظی از وبلاگ نویسی (ولو برای یکسال). باقی بقایتان، تا احتمالا یک سال دیگر:
ساغ قالین!
توضيح: اين مطلب روز 18 فروردين نوشته شده بود اما به دليل كندي سرعت اينترنت پست نشده بود.
اجتماعی
آسفالت خیابان و شرکت در انتخابات

مهمترین مساله شهر ارومیه در حال حاضر چیست؟ شاید برای دادن پاسخ به این پرسش نظرات مختلفی وجود داشته باشد و سری مشکلات و مائل مهم سیاسی ردیف شود. شاید در نخستین نگاه نمایندگان دولت در استان در پاسخ به این سوال از انتخابات حرف بزنند و برای افکار عمومی از حضور حماسی مردم سخن گویند و در دلشان از راه یافتن اصولگرایان شهر به مجلس خوشنود باشند. کاری ندارم به این که دلمشغولی حضور کم مردم ارومیه در انتخابات را دارند یا نه و باز کاری ندارم که آیا علت حضور کم مردم ارومیه در انتخابات را تبلیغات بیگانگان و دشمنان نظام می دانند یا چیز دیگری.
اما به نظرم اگر کسی فقط یکبار از خیابان های ولیعصر و مدنی (سیروس) گذر کرده باشد نظر دیگری در خصوص مهمترین مساله مبتلابه شهر دارشته باشد. بی شک وی آسفالت افتضاح این خیابانها را مهمترین مساله ای خواهد شمرد که متوجه مردم است. پستی و بلندی های این خیابانها گاه به قدری است که شما به راحتی حس نشستن در یکی از آن وسایل بازی در شهربازی ها همچون سفینه و یا کشتی را پیدا خواهید کرد؛ البته اگر از حرص وضعیت آسفالت های خیابانهای شهر حسی برایتان باقی مانده باشد و یا مجالی برای ابراز وجود احساساتتان در این شهر وجود داشته باشد. جالب اینجاست که خیابان ولی عصر نخستین خیابانی است که مسافران نوروزی پس از ورود به شهر از آن عبور می کنند. خیابان سیروس نیز یکی از پر رفت و آمدترین خیابانهاست و اوضاع ترافیکش کمی از خیابان امام ندارد.
اکنون چند روزی است که شهردار ارومیه دستور خراش مجدد آسفالت خیابانهایی را داده که خود وی همین دو سه ماه پیش و زمانی که علی القاعده می بایست تنور انتخابات در شهر داغ باشد – و البته داغ نبود - دستور آسفالت شان را داده بود و لابد گروه مدیریت شهری کیف می کردند از وضع خیابان ها در آن روزها. خیابانهایی که زیبایی ظاهری شان چند روزی دوام نیاورد. 
در مورد وضعیت حاضر سوالات گوناگونی می توان طرح کرد و البته انتظار پاسخشان را نکشید - که اگر احساس وظیفه ای در خصوص پاسخگویی به مردم وجود داشت حال وضع اینگونه نمی بود -، اما نمی دانم شهردار محترم و گروه فکری اش می دانند که انتخابات به دور دوم کشیده و مردم باز هم باید هیجان زده شوند تا به پای صندوق های رای بروند یا نه.
نمی دانم آیا مقام مافوق شهردار در شهر و استان می داند که برای یافتن علل عدم شرکت گسترده مردم ارومیه در انتخابات اخیر مجلس ( که از متوسط کشوری بسیار پایین بود ) علاوه بر شناسایی توطئه ها بهتر است به روحیات مردمی هم نظری افکند و از مردم در خصوص رابطه آسفالت شهری و شرکت در انتخابات بپرسد. (توصیه می کنم که این پرسش به شکل کاملا ناشناس پرسیده شود زیرا پاسخ های یک فرد در برابر پرسش های رسمی و غیر رسمی گاه زمین تا آسمان فرق می کند.)
نمی دانم شهردار ارومیه می داند که اگر در کشوری خارجی این اتفاق می افتاد مقام مسئول به جای چسبیدن به میز و صندلی قدرت، در جا استعفا می داد. البته در چنین کشورهایی شعار اصلی احزابی که مقامات مسئول از همفکران آنها می باشند اینست که ما برای تصاحب قدرت می آییم . چه کنیم که آنها مثل ما شیفته خدمت نیستند.
نمی دانم روشنفکر و نخبه این مردم که - قاعدتا باید در تشخیص اهمیت امور از مردم پیش باشد ولی خیلی عقب است – و به دنبال اینست که از علل عدم اقبال به یاران خاتمی حرف بزند یا آن یکی از شکست پروژه وحدت نیروهای نظام نوشتن را می خواهد یا دیگری به تاراج فرهنگ آذربایجان به دست پان فارس ها می اندشید، آیا اندکی اندشیده به اینکه چرا مردم شهر ارومیه سالهاست که در زمینه مسائل سیاسی و فکری، نخبه ای را ارج نمی نهند. (و یا شاید بهتر است گفته شود که آنها سالهاست عنوان نخبه را به هر کسی عطا نمی کنند.)
نمی دانم آیا نشریات شهر ما به این فکر می کنند که چرا نمی فروشند.
نمی دانم با طرح این موضوع شما خواننده محترم گمان می کنی که به نظر من در حال حاضر مهمترین مشکل شهر آسفالت خیابانهاست. اگر اینگونه فکر می کنی باید بگویم اندکی در اشتباه هستی. به نظرمن مهمترین مساله حال حاضر شهر اینست که آیا این مسئولان شیفته خدمت مان دست کم یکبار از خیابانهای پایین شهر گذر می کنند؟ و مساله دیگر اینکه گمان می کنند وقتی مردم در مورد مساله ای اعتراض نمی کنند آیا واقعا از وضع موجود راضی اند؟ آیا نمی دانند مردم این شهر معمولا راههای کم هزینه ای برای بیان اعتراضاتشان برمیگزینند؟
بعدالتحریر: کجاست دایی جان ناپلئون سجاد نیکنام که بنویسد دشمن اینبار از آسفالت خیابانها بیرون آمده تا مردم را از شرکت در انتخابات بازدارد.
طرح ها برگرفته از وبلاگ زیگول است.
1)یابانجی شعر
سنه یاواشجا تاثیر ائدهجهیم
ریچارد براتیگان

سنه یاواشجا تاثیر ائدهجهیم
سن رؤیالاردا
بیر پیک نیک کئچیردییین کیمی.
اوردا هئچ قاریشقا اولمایاجاق.
یاغیش یاغمایاجاق.
آتيلا ايلهان

اَليمدن توت يوخسا دوشهجهيم
يوخسا بير بير اولدوزلار دوشهجك
اگر شاعيرسم مني تانیيرسان
ياغموردان قورخدوغومو بيليرسن
گؤزلريم يادينا دوشورسه
اَليمدن توت يوخسا دوشهجهيم
ياغمور مني گؤتورهجك يوخسا مني
گئجهلري بير چیرپينتي ائشيدسن
اضطرابلا ياغموردان قاچيرام
"سارايبورنو"ندان كئچيرم
آخشامسا ائيلولسا ايسلانميشسام
مني گؤرسن بلكه آنلايابیلمهسن
ايچلهنير گيزلي گيزلي آغلایارسان
اگر من يالنيزسام يانيلميشسام
اَليمدن توت يوخسا دوشهجهيم
ياغمور مني گؤتورهجك يوخسا مني
مقاله: تقی رحمانی، متفکر و جامعه شناس در نظری که بر حال روشنفکران کشور در سال گذشته انداخته، از انتزاعی گری آنها شکایت کرده و دعوت نموده تا «اندکی زمینی باشیم». وی در این یادداشت کوتاه که در ویژه نامه پایان سال روزنامه اعتماد ملی منتشر شده، خواسته تا با « فاصله گرفتن از بحثهاي انتزاعي يا كاستن از شدت و حدت اين بحثها» به « ديدگاههاي مطلوب قابل تحقق» پرداخته شود. او در بیان یکی از علل احتمالی انتزاعی بودن روشنفکران نوشته است: « شايد دليل انتزاعي بودن روشنفكري ايراني، دوري وي از مشكلات و مسائل جامعه باشد كه صاحبان قدرت به او تحميل ميكنند يا اينكه به اقتضاي شرايط زندگي خود به اين بحثها توجه بيشتر نشان ميدهند.»...
خواندن این مقاله کوتاه را به خصوص برای آنهایی که هنوز گمان می کنند در قله کوه هستند یا دست کم به آن خواهند رسید، توصیه می کنم.
برای خواندن این مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید.
اجتماعی

دیرسهیه کیمی لوت بیر قادین اَلی پنجره دن ائشییه چیخیب ایندی چیرکلی اولموش دستمالی شیشه اوستونه چکیر؛ یانی کی بایرام گلیر.
بایرامین البته باشقا تانیقلاری دا وار: خیاباندا هامینی یئنی گئییمله گؤرمک، آداملارین ترافیکی ماشینلارین ترافیکیندن آرتماق و البته پارتلاییجیلار سسی ایله. آمما بونلار منه غریبلیک حیسسی گتیریر. بایرامی بونلاردا گؤرمورم. آتا-بابالاریمین قوردوغو بو گلهنکلر و رسملردن قالان تکه-توک نمادلارین بیری ائله او قادینین اَلیدیر، ائله دیرسهیهدک لوت اولان اَلی. قالان هرنه وار قوندارمادیر و یا دَییشیلیب اؤز ذاتینی ایتیرن نمادلار: بیرینین ائوینه گئتدیینده اولایلار بیربیرینین دالینجا گلیر: شربت، یئمیش، شیرین چؤرهک و سورا «هلهلیک»، اورهکلرینده ایسه «گلن ایلهدک» دئییرلر بلکه! ائله بو اوزدن بایرامدا اولان گؤروشلر منه آت-بابالار قوردوغو گلهنکلری خاطیرلادا بیلمیرلر. من بایرامی تکجه او داریسقال کوچهلرده یئرلهشن ائولرین شیشهلرینی سیلن قادینلارین دیرسهیهدک لوت اَللرینده گؤرورم: منی گؤرنده اوتانیب ایچهری چکیلسهده، دیلینین آلتینده منه «حیاسیز» کیمی سؤزلر دئسهده...
شعر

سن صاباحلار و شفقلر قدر گؤزهلسن
سن اؤلکهمین یاز گئجهلری کیمیسن
سعادتدن خبر گتیرن آتلی قاپینی چالدیغیندا
منی اونوتما
آه! گیزلین گولوم
سن هم زور همده گؤزهلسن
شعرلریمین ایلیقلیغیندا آچیلمالیسان
سنه بورادا وئریرم
حیاتا آیریلان بوسهیی
سن مملکتیم قدر گؤزهلسن
و گؤزهل قال
بهار از دید دیگران
دیگر وبلاگ نویسان آمدن بهار را چگونه می بینند؟ آنچه در پی می آید نگاهی است به برخی از دیدگاههای متفاوت در خصوص بهار:
یئنی ایلینیز اوغورلو اولسون (رامین جهانگیرزاده)
سال 86 - سال روسیاهی زغالها (دکتر گودرز صادقی)
و باهاریم بؤیله سینه . . . (ارسطو مجرد)
نگاه سیاسی
بالاخره انتخابات مجلس هشتم در ارومیه برگزار شد و طبق نتیجه نهایی اعلام شده تنها روحانی حاضر در عرصه رقابت ها (سید سلمان ذاکر) به طور مستقیم روانه مجلس شد و چهار نفر دیگر (فتح نژاد، قاضی پور، جهانگیرزاده، نقشین) به دور دوم راه یافتند.
لیست ها
در این انتخابات چندین لیست به هم به رقابت پرداختند اما آنچه در انتها از صندوق های رای بیرون آمد حاکی از عدم اقبال شرکت کننده ها در انتخابات به لیست ها داشت. نخستین و پر سروصداترین لیست شهر لیست جبهه متحد اصولگرایان متشکل از آقایان بیت ا..جعفری، راضیه پورحیدر و فرامرز فتح نژاد بود که تنها نفر اخیر توانست به دور دوم انتخابات راه یابد. عدم حضور نامزد پر حاشیه اصولگرایان، جواد جهانگیرزاده در این لیست از مدت ها پیش بدیهی می نمود و در نهایت این نماینده فعلی مجلس با ارائه لیستی عجیب به عنوان اصولگرایان راستین که در آن در کنار خود فرنوش فتح اللهی و رضا محبوبی را نشانده بود شورشی و خروجی بر بزرگان اصولگرای شهر نمود. هم چنین نام وی به همراه فتح اللهی در لیست حزب اعتدال و توسعه در ارومیه نیز به چشم می خور که این نیز به نوبه خود عجیب می نمود.
در لیستی دیگر حزب اعتماد ملی در تلاش بود تا علی ملازاده و رویا محمدزاده را به عنوان کاندیداهای خود در شهر مطرح نماید اما رویا محمدزاده که حضورش در این دوره حساسیت های بسیاری را برانگیخته بود در نهایت و در روزهای پایانی تبلیغات نامزدها از رقابت بازماند و صلاحیتش رد شد. وی که پوسترهایی با پوشش آذربایجانی منتشر ساخته بود امید بسیاری داشت تا تعداد آرای خود را از حدود 22000 رای در دور پیشین افزایش دهد اما این اجازه به وی داده نشد.
اما لیست جنجالی دیگر، لیست اورمو آذربایجان سسی بود که تشکیل آن از دو ماه پیش از برگزاری انتخابات بر اثر اجماع فعالین هویت طلب آذربایجانی در ارومیه صورت پذیرفته بود اما بنا به دلایلی که در روزهای آتی آنها را در گفت و گو با موسسان و منشعبان آن واکاوی خواهم نمود نتوانست اجماع اولیه را حفظ نماید. این لیست نیز با نامهایی چون علی ملازاده، جواد آقازاده و رویا محمدزاده بسته شد اما نتوانست اقبال عمومی را از آن خود کند.
برداشت ها از یک روز برگزاری انتخابات
نکته اساسی اما نه فقط حضور در مجلس بلکه سنجش نیروی اجتماعی حامی تفکرات مختلف بود. نتیجه مهم این انتخابات راه یافتن تنها یک عضو لیست جبهه متحد اصولگرایان به دور دوم و عدم توفیق لیست حزب اعتماد ملی و نیز تشکل اورمو آذربایجان سسی بود. هم چنین تنها راه یافته به مجلس و نفر اول منتخب ارومیه عضو هیچ تشکلی نبود و به صورت مستقل و بیشتر با تاکید بر رای طبقات محروم جامعه فعالیت می نمود.
نتیجه این انتخابات همانطور که پیش بینی می شد شگفت انگیز بود و از طرفی اعلام نتایج شگفت انگیزتر.
هر چند که به نظر می رسد با اتفاقاتی که رخ داده نمی توان در مورد نتایج انتخابات اظهار نظری قطعی و کارشناسانه نمود اما در روزهای آتی سعی خواهم کرد تا این نتایج را به عنوان مقیاسی از تمایلات عمومی شهر در گفت و گو با روزنامه نگاران مستقل و نیز کارشناسان مجرب فضای سیاسی استان از طیف های گوناگون واکاوی نمایم.
آلبر کامو
اؤنومدن گئتمه
سنی تعقیب ائتمیه بیلیرم
آرخامدان گلمه
سنه یول گؤستهرمهیه بیلیرم
یانیمدا یئری
و یانلیزجا
دوستوم قال...
پیشنهاد
1) مجله
برای تعطیلات نوروز ویژه نامه شهروند امروز را زا دست ندهید. سالنامه ای که علاوه بر پرکردن اوقات فراغت تان در نوروز، به عنوان سندی از وقایع سالی که پشت سر گذاشته ایم در سالهای آتی قابل استفاده است. البته روزنامه های دیگر نیز ویژه نامه نوروزی خود را منتشر کرده اند که در این میان ویژه نامه روزنامه های کارگزاران و اعتماد نیز حرف های زیادی برای گفتن دارند. اعتماد ملی نیز هفته پیش ویژه نامه خود را منتشر ساخت. به نظرم با همین ترتیب ذکر شده این ویژه نامه ها می توانند به عنوان پیشنهادی برای ایام نوروز مطرح باشند.
2) سایت
سایت رخداد البته مخاطبان خاص خود را دارد اما گمان می کنم عدم اشاره به آن برای پیشینه این وبلاگ نامناسب باشد. سایتی که اجتماعی است از نویسندگان جوانی که حول می توان آنها را به جرات حلقه مراد فرهادپور نام برد. آنها پیش از این با انتشار کتابی قطور از مقالات اسلاوی ژیژک، نام رخداد را مطرح کردند و حال در این سایت به ارائه ترجمه های روز دنیا و مقالات تولیدی در حوزه اندیشه می پردازند. به نظرم اگر اهل مطالعه باشید با یکبار دیدن آن، حتما مشتری دائمی اش خواهید بود.
بعدالتحریر: این مدل جدید وبلاگ من است. سعی خواهم نمود علاوه بر تحلیل های کوتاه سیاسی، قسمت های متنوع دیگری را نیز ارائه دهم که البته لزوما به قلم خودم نخواهند بود. مخصوصا بخش پیشنهاد به صورت گروهی نوشته خواهد شد و اگر نامی از نویسندگان آن برده نمی شود، تنها به دلیل عدم تمایل خود آنهاست.
منتظر راهنمایی های مخاطبان در خصوص فرمت جدید وبلاگ هستم.
در فرمت جدید سعی خواهم نمود از سیاست کمی فاصله بگیرم و بیشر تمرکزم را متوجه محصولات فرهنگی و نیز موضوعات اجتماعی بکنم...
هیچ چیز در مباحثات سیاسی، بدتر از بحث کردن با یک همفکر نیست؛ بحثی که منجر به تایید تک تک سخنان طرف مقابل از سوی شنونده می شود و حاصلی جز تخلیه روانی دو طرف ندارد.
ما اصولا آدمهای موتلفی هستیم: به ائتلاف اهمیت زیادی میدهیم و دوست داریم همفکران را دور هم جمع کنیم تا «تصمیمات مشترکی اتخاذ گردد.»حاصل این جمع شدن ها اما چیزی جز سرکوب آزادی بیان و دفن نظرات مخالف نیست. به دلایلی چون مصلحت جمع و یا دلایلی از این دست، مخالفان باید سکوت کنند و فقط در راه رسیدن به نظرات جمع تلاش نمایند. در این میان آنها حتی ممکن است مجبور به انجام عملی بر خلاف میل باطنی خود گردند. این کار را بزرگان همان جمع با واژه هایی چون ایثار و تکلیف توجیه می کنند و بدین ترتیب معنای وجودی آن واژه ها را نیز از بین می برند.
این روزها در ایالتهای امریکا شور سیاسی عجیبی برپاست. نامزدهای جمهوری خواه و دموکرات به ایالتهای مختلف می روند و برای کسب بیشترین آرا در حزب خود، همدیگر را تا با عناوین زننده ای چون «عیب جو» و کارهای یکدیگر را با توصیفاتی چون «افتضاح» خطاب میکنند. هیلاری کلینتون، جان ادوارز و باراک حسین اوباما در یک سو و در طرف دیگر سناتور جان مک کین رقابت شدیدی با دیگر هم حزبی های خود رودلف جولیانی و هاکبی دارند. آنها مچ یکدیگر را می گیرند و ناتوانی های طرف مقابل را با صدای بلند فریاد می زنند و حتی کوچکترین اشتباه طرف مقابل را با بزرگ نمایی بازتاب می دهند. اما یک نکته مهم: آنها عضو یک حزب واحد هستند و اهمیتی به آنچه منافع حزب و ... نامیده می شود نمی دهند. در ضمن هنوز در این رقابتها کسی کاری به رقیبانش در حزب مخالف ندارد. نکته جالب دیگر اینست که به غیر از مک کین، تقریبا سایر نامزدهای جمهوری خواه ساستهای جورج بوش رییس جمهورٍجمهوری خواه را به چالش می کشانند و در مواردی از آنها تبری می جویند.
ما اما تافته جدا بافته ای هستیم. حتی مدعیان تفکرات مترقی در احزاب ایرانی نمی توانند نظرات مخالف و حتی انتقادات به خود را تحمل کنند. رفتار مجموعه اصلاح طلبان با عملکرد مهدی کروبی نمونه بارز این ادعاست. در ارومیه وضع بدتر است: ائتلاف ها فقط در تقابل با رقیب موجودیت می یابند و تنها کاری که در این ائتلافها جایز شمرده نمی شود، ابراز نظرات مخالف جمع است. این چنین است که در جامعه ای رفتار دموکراتیک در آن رایج نیست، ابزار قتل دموکراسی به دست –در ظاهر- مدعیان به آن پرورده می شود.
|
خبر |
۲۷ چيلله, ۱۳۸۶, ۰۲:۵۶
یاشماق درگیسینین علاوهسی کیمی چیخان یاشماق سیرا کیتابلاری ادبیاتیمیزین ایرهلی سورمهسینده و یئنی ادبیاتیمیزین و دیلیمیزین و مدرن شعر و ها بئله نثریمیزین دیرچهلیشی و اینکشافیندا دانیلماز رول اویناییر. آلما یولو بو باشارینی یاشماق اوشاقلارینا اؤزلجه سعید موغانلی، مهیار علیزاده و آتابای جنابلارینا ال قولونوز وار اولسون دئیه، همن کیتابلاردان نئچهسینین قاپاق شکیلینی تقدیم ائدیر. شکیللرین لینکی ایملر سیتهسیندن آلینیبدیر. یاشماق وئب سیتهسینی باخماق اوچون بورایا کلیک ائدین.
رسول جعفری: خود من برخی از این کتابها را در کتابفروشی فضولی در ارومیه واقع در خیابان امام طبقه فوقانی پاساژ ارک دیده ام. یکی از کتابهای ارزشمند این مجموعه انتشار نمایشنامه "قوردلار" نوشته غلامحسین ساعدی است. ساعدی این نمایشنامه را به زبان ترکی نوشته است.
قوردلار(گرگها)- غلامحسین ساعدی

|
تا انتخابات |
1- اصولگرایان؛ 5+چند
هر چند که پس از انتشار خبرهایی مبنی بر انصراف مدیرکل صدا و سیمای مرکز استان از حضور در شورای تصمیم گیری اصولگرایان وضعیت نسبت و تعداد اعضای شرکت کننده در این شورا مشخص نیست، اما آنگونه که از خروجی خبرهای حاشیه این جریان سیاسی برمی آید می توان دریافت که اعضای این شورا تقریبا بر روی اسامی چون فرامرز فتح نژاد، راضیه پورحیدر، جواد جهانگیرزاده، فرنوش فتح اللهی و بیت الله جعفری به توافق رسیده اند و از این میان می بایست سه نفر را وارد لیست نهایی نمایند. اما این تمام ماجرا نیست چرا که با توجه به عزم بالای تقریبا تمامی این افراد، حتی اگر نام آنها در لیست نهایی نیز نباشد باز نمی توان امید چندانی به کناره گیری آنها از عرصه انتخابات داشت. اینجاست که پای ائتلافات دیگری به میان خواهد آمد و اصولگرایان استان چند پاره خواهند شد. اما علاوه بر اسامی ذکر شده اشخاص دیگری با گرایشات اصولگرایانه وارد عرصه انتخابات شده اند که حضور این افراد خود دغدغه دیگری برای بزرگان اصولگرای شهر است؛ نامهایی چون رضا محبوبی، سلمان ذاکری و جواد سنبلی از دیگر چهره های مطرح این جریان هستند. به نظر می رسد با توجه به نفوذ بالای نزدیکان امام جمعه ارومیه در میان اصولگرایان شهر و شرایط ویژه رقیب فکری جریان وی در طیف اصولگرا، در این انتخابات درصد بالایی از نظرات حجت الاسلام حسنی تامین خواهد شد. به عبارتی دیگر میزان نزدیکی نامزدهای مطرح اصولگرا به وی، شانس آنها را برای قرار گرفتن در لیست نهایی ائتلاف اصولگرایان متحد به میزان زیادی افزایش خواهد داد.
2- اصلاح طلبان؛ در غیاب نامها
هر چند پیش از زمان ثبت نام زمزمه حضور دو وزیر ارومیه ای دولت اصلاحات – چزشکیان و عبدالعلی زاده – جهت کاندیداتوری از ارومیه شنیده می شد، اما از همان ابتدا می شد دریافت که این تنها آرزوی آن بخشی از اصلاح طلبان شهر است که امید داشتند باز هم نامها نتیجه انتخابات را رقم بزند و باز هم پرسش از تفکرات و اقدامات اطرافیان یک جریان به زمان دیگری موکول شود. اما این اتفاق نیافتاد و اصلاح طلبان شهر که این بار از حضور یکی دیگر از نامهای مطرح خود، شهربانو امانی نیز بی نصیب ماندند تنها باید به پتانسیل های واقعی خود در شهر تکیه کنند. در بین نیروهای شهری نیز حضور عباس خورشیدی، معاون سابق سیاسی و امنیتی انصاری استاندار پیشین آذربایجان غربی می توانست نقطه امیدی برای اصلاح طلبان شهری باشد اما به نظر می رسد که وی ترجیح داده در پشت صحنه این انتخابات فعالیت داشته باشد. اکنون اصلاح طلبان می توانند روی لیستی با حضور افرادی چون فریبا بشیری، معاون سابق امور بانوان استاندار و عضو اسبق شورای شهر ارومیه، ملازاده معاون عمرانی سابق استانداری و صادق محسن پور (فرماندار سابق ارومیه) حساب باز کنند. هر سه این افراد از مدیران استان در دوره اصلاحات بودند. هر چند که مشخص نیست در این لیست افرادی چون دکتر مجید اسم حسینی استاد دانشگاه اورمیه و کریم فتاح پور نماینده دوره ششم مجلس هم جایی خواهند داشت یا خیر.
اما اوضاع می تواند صورت دیگری نیز داشته باشد: حزب اعتماد ملی در ارومیه روی فردی چون محمد رضا خادم شمس، مدیر مسئول هفته نامه لغو امتیاز شده صدای ارومیه حساب باز کرده و احتمال زیادی وجود دارد تا لیست ارائه شده از سوی این حزب دارای تفاوتهایی با لیست ائتلاف اصلاح طلبان شهر باشد.
از سویی حضور دکتر گودرز صادقی، رییس سابق دانشگاه ارومیه نیز می تواند حلقه گروهی از افرادی که با شعار اعتدال گرایی و با نزدیکی ویژه به حزب کارگزاران سازندگی و حزب اعتدال و توسعه در انتخابات فعالیت خواهند نمود را تکمیل کند. عضو دیگر این حلقه را جواد آقازاده (رییس سابق دانشگاه علوم پزشکی ارومیه) تشکیل خواهد داد. به نظر می رسد تشکیل چنین حلقه ای می تواند چالشی جدی در برابر تکتازی اصولگرایان شهر ایجاد کند.
در اردوگاه اصلاح طلبان نیز نامهای جنبی دیگری وجود دارند که مطرح ترین از آنها میتوان به اسد الله لطف عطا (فرماندار اسبق ارومیه) اشاره نمود. هم چنین نکته جالب دیگر اینست که دکتر آقازاده به همراه همسر خود دکتر مهسا صدقیانی ثبت نام نموده که همین مساله نیز می تواند بر ائتلاف ها تاثیر گذار باشد.
3- ائتلاف های دیگر
اما در انتخابات پیش رو افراد دیگری نیز خواهان ایفای نقش هستند. یکی از این گروهها با نام «اورمو آذربایجان سسی» اعلام وجود نموده و قصد دارد دیدگاههایی را نمایندگی کند که پس از اعتراضات مردم ارومیه به روزنامه ایران در خرداد ماه 1385، خواسته های آن معترضان را پیگیری کند. (در این باره در روزهای آتی به تفصیل خواهم نوشت.) این گروه البته با چراغ خاموش وارد عرصه گشته اما از نامهای منتشر شده در محافل خبری می توان در یافت که دست کم دکتر فرخ میرزا طلوعی، یکی از گزینه های مورد نظر آنها باشد. البته جریان فکری نماینده این گروه در انتخابات اخیر شورای شهر ارومیه نیز توانست لیستی با حضور عده ای از نیروهای مطرح اصولگرا و نیز برخی از نیروهای هویت طلب ارائه کند که درنهایت نیز بخشی از افراد لیست که با ائتلاف اصولگرایان مشترک بودند توانستند راهی پارلمان شهر شوند. در این انتخابات اما خبری از نامهای مستقل شرکت کننده در انتخابات سال پیش به چشم نمی خورد. نامهایی چون وحید کاظمی، الیاس گندمی و اسدالله سلیمی در این زمره جای میگرفتند که در انتخابات پیش رو ترجیح داده اند نامزد نشوند.
¨¨¨
به نظر می رسد ویژگی بارز این دوره از انتخابات، حضور گروهها و افرادی است که ترجیح می دهند فارغ از لیستهای توافقی به ایفای نقش در عرصه انتخابات بپردازند. آیا آنها موفق خواهند شد؟
تا انتخابات
دکتر مسعود پزشکیان برای شرکت در انتخابات مجلس هشتم از حوزه انتخابیه زادگاهش ارومیه ثبت نام نکرده و این باعث سرخوردگی طیفی که در اردوگاه اصلاحطلبان شهر قرار دارند گردیده است. اما این سرخوردگی از چه روست و آن عدم شرکت -از ارومیه- چه دلایلی میتواند داشته باشد؟
۱ در نخستین دیدگاه حضور پزشکیان میتوانست همانند همای سعادتی باشد که بر شانه
اصلاحطلبان ارومیه مینشیند تا آنها را پس از مدتها صاحب یک کاندیدای شاخص نماید که دارای نام و سابقه درخشانی در بین مردم میباشد. ورود فردی با چنین ویژگیهایی که سابقه وزارت دولت اصلاحات را نیز دارا بوده میتوانست سر و سامانی به اوضاع آشفته اصلاحطلبان شهر نیز بدهد. اردوگاه اصلاحطلبان استان هنوز و پس از گذشت چهار سال از تجربه انتخابات پیشین مجلس که با عدم شرکت این جریان فکری همراه بود، در شرایط واقعا آشفتهای به سر میبرد: این جریان هنوز دارای پایگاه رسانهای مناسبی که بتواند مواضع آنها را بازتاب دهد نیست و این در حالی است که رقیب فکری آنها به قدری در استفاده از امکانات رسانهای در استان پیشرو هستند که اکنون از سوی دیگر بام به زمین میافتند و این ابزارها را در جهت حذف همفکرانشان به کار میبرند. اصلاحطلبان در مورد پایگاه خود در میان مردم و اینکه کدام قشر جامعه را نمایندگی مینمایند نیز اجماعی ندارند. از سویی اصلاحطلبان ارومیه نتوانستهاند نسبت خود را با قشر مذهبی جامعه شهری تعریف نمایند. در حال حاضر تعریف نسبت با مذهب و اعتقادات مذهبی، بخشی از مواضع فعالین سیاسی در طیف های گوناگون فکری و سیاسی در کشور گردیده است: در مواقعی که برخی اتهامات و انگ هایی چون مخالفت با مذهب متوجه جریانات دگراندیش در کشور میشود، آنها با حضور در محضر یکی از علمای دینی، سعی در رفع این اتهام مینمایند؛ نهضت آزادی نشینان به دیدار آیتالله منتظری میروند، اصلاحطلبان دیدار با عالمی چون آیت الله صانعی را بر میگزینند و بدین ترتیب هر یک به نحوی نسبت خود را با مراجع و باورهای دینی مشخص مینمایند؛ کاری که از عهده اصلاحطلبان ارومیهای برنمیآید. در مقابل اما اصولگرایان در پس دو روحانی نام آور شهر در حال حرکت هستند و هر یک به نسبت میزان نزدیکی به یکی از این دو، موقعیت خود را تعریف مینمایند. به نظر میرسد با وجود نارساییهای فراوان و ساختاری در میان اصلاحطلبان شهر، آمدن پزشکیان تنها میتوانست مرحمی باشد موقتی بر زخمهای عدیده این جریان تا آنها را برای مدتی از پیروزی ناشایستی سرمست گرداند و سپس متوجه روزمرگیها نماید تا چهار سال نیز بگذرد و آنگاه روز از نو... .
۲این چنین است که علت عدم حضور وزیر دولت خاتمی در ارومیه معنا مییابد. یکی از وبلاگهای نزدیک به اصلاحطلبان در نوشته ای با اشاره به ثبت نام پزشکیان از تبرریز، به طعنه نوشت: «اصلاحطلبان استان در این سرمای شدید به خود زحمت ندادند تا به تبریز بروند و وی را از آنجا به ارومیه بیاورند.»
به نظر می رسد در شرایطی که شاخصههای سیاستورزی و فعالیت احزاب در ارومیه و استان آذربایجان غربی دارای ضعفهای فراوانی است، کسی با سابقهی پزشکیان به سختی حاضر میشود اعتبار سیاسی خود را مصروف این فضا نماید. چنین فردی اگر بخواهد وارد رقابتهای سیاسی در یک شهر شود مسلما با سنجش امکانات جریان فکری خود اقدام به تصمیمگیری خواهد نمود. اوضاع این امکانات در ارومیه مناسب جریان اصلاحطلب نیست و عزمی نیز برای در اختیار داشتن این جریان از سوی آنان وجود ندارد.
همین که قرار است سرلیست یکی از احزاب مطرح اصلاح طلبان در سالهای اخیر در ارومیه یکی از جدیترین منتقدین استانداری انصاری (که به اعتقاد بسیاری از قابلترین استانداران استان بوده و جز اردوگاه اصلاحطلبان به شمار میآمد) باشد، خو نشان از اوضاع سیاستورزی اصلاحطلبان در استان دارد.
¨¨¨
به نظر میرسد در شرایط فعلی بهترین شرایط برای اصلاحطلبان استان اینست که همایی چون مسعود پزشکیان ( و امثال هموزن وی همچون عبدالعلیزاده و امانی)، سعادت موقتی برایشان به ارمغان نیاورد تا شاید نگاهی و عزمی در اینها ایجاد شود تا در پی سعادت باقی باشند.
در این فضای آکنده از سیاست بازی ها خبر درگذشت یک روزنامه نگار در کجای اخبار روز جای می گیرد؟ دیروز مهران قاسمیُ روزنامه نگار در تهران درگذشت. من خودم وی را از زمان انتشار مقالاتش در ضمیمه تحیلیل روزنامه همشهری شناختم. و بعد تحلیلهایش در روزنامه های چون یاس نو و این اواخر در اعتماد ملی. هر چند که هیچ وقت وی را ندیده ام اما خبر در گذشت کسی که پیش از این برای خواندن نوشته هایش زمانی صرف کرده بودم برایم اندوهناک است. این ضایعه را به جامعه مطبوعاتی کشور تسلیت می گویم.
(عکس از وبلاگ اکبر منتجبی برداشته شده است.)
روایت اکبر منتجبی از درگذشت مهران قاسمی